امروز تلویزیون مثل خواهر یا برادر ما یکی از اعضای خاواده ما محسوب میشود. با این تفاوت که این عضو جدید برای همه خانوادهها یک جور است . این حالت تلویزیون ، باعث شده که ما هر روز بیشتر به این عضو جدید عادت میکنیم و دوست داریم تا برنامه های متنوعتری از آن مشاهده کنیم .
تصورکنید کسانیکه برنامه های تلویزیون را میسازند باید برای آنکه این عضو جعبه مانند خانواده مان خاموش نماند و یک دم چیزی نشان بدهد ، چه تلاشی بکنند .
هم تلاش برای روشن ماندن و هم برای آنکه بدانند این عضو در خانوادههایمان چه بگوید و چه نگوید !
تلویزیون و کسانی که برنامه سازی میکردند ، از ابتدای به وجود آمدن تلویزیون به این فکر می کردند تا چگونه حرفی را که میخواهند بزنند ، بزنند ؟ و چطور میشود حرفهایی را که مردم کمتر ممکن است بپذیرند ، به آنها قبولاند ؟
این تلاشها باعث شد تا برنامه سازان با معجزه این جعبه آشنا شدند و بیشتر و بیشتر سرمایه و هزینه صرف تولید ساختن برنامههای تلویزیونی و به وجود آوردن شبکههای تلویزیونی کردند .
به همین دلیل تلویزیون برای ما عضو جدانشدنی جمعهای ما شده است .
آنچه امروز برای ساختن برنامه در تلویزیون مهم است :
1- یافتن موضوع طرح برای برنامه تلویزیونی ( چه موضوعی برای ساختن یک برنامه انتخاب کنم؟ )
2- تبدیل آن موضوع به یک برنامه تلویزیونی ( موضوع را به شکل چه برنامه ای دربیاورم ؟)
3- استفاده کردن از تجهیزات فنی جدید برای ساخت برنامه است (باید یاد بگیرم که از هر وسیله فنی چگونه استفاده کنم ؟ باید حواسم باشد چه وسایل جدیدی آمده است و به چه کاری میآید؟ )
اینکه چه موضوعی مناسب است بستگی دارد به وسیلهای که انتخاب میکنیم و بینندهای که میبیند.
